بدينوسيله اعلام ميگردد كه از نظر همسر شما، رزومه شما نديده و نخوانده!
بسياااااااااااااااااار مورد تاييد است.
رويت رزومه صرفا بجهت افتخار به همسر محترمه و عزيزمان انجام ميشود.....
دوستت دارم...
----
اینا رو یادته؟؟
احتمالا باید تو ایمیلات داشته باشی...
....میخوام بگم وقتی میای و بعد از مدتها یه پیامی میزاری میدونی بعدش چی میشه؟؟؟
بزار برات بگم....خیلی اتفاقی پیامتو میبینم...مثلا این سری خسته تو اتوبوس بودم و میومدم خونه..که یکی ازم خواست یه فایلی رو براش ایمیل کنم...بعد ازمدتها سر زدم به ایمیل...اسمت رو کنار یه پیام خونده نشده دیدم...دلم ریخت..لرز افتاد تو تنم تا پیام لود بشه...خوندمش...بی اختیار بغض گلوم رو گرفت و فقط از پنجره به بیرون خیره شدم و اشکهایی که سرازیر شد رو صورتم...وفایلی که کلا فراموش کردم ارسال کنم....
میخوای ادامه ش هم بدونی؟؟
تمامه مسیر گریه کردم....وقتی پیاده شدم...تو آینه کیف پولم یه نگاهی به صورتم کردم..با اون قیافه میرفتم خونه چی میگفتم...حالا قیافه رو یجوری مرتب کنم...با حال و حوصله ای که ندارم چیکار کنم...سر راهم رفتم امامزاده...شب..هوای سرد..حیاط خالیه امامزاده..نشستم رو یه نیمکت سرد و بغضم ترکید...اما سبک نشدم...انگار تا با خودت حرف نزنم سبک نمیشم...اومدم خونه...شام هم نخوردم...چهار ساعت تمام فقط گریه کرده بودم.....دوباره سردرد....دوباره عصبی م...تندتند چندتا پیام رو تایپ کردم و برات فرستادم......بعدش اما چی...هی خواب و بیداری...هی از خواب پریدم و گوشی رو چک کردم شاید جواب دادی و من خوابم برده بوده..چنددقیقه بعد دوباره...شاید با اس جواب نداده باشی برم ایمیلمو چک کنم....شاید تو تلگرام جواب دادی...صبح بیدار شم ببینم تو کوچکترین عکس العملی به حال دیشبم نداشتی...
له شدن میدونی چجوریه...؟؟؟اینکه از خدا بخوای زندگیت تموم شه تا راحت شی از این وضعیت میدونی یعنی چی؟؟؟
میدونی چندبار آرزوی مرگ کردم تا حالا؟؟؟؟
میدونی وقتی کنار اون پیامت میرم این ایمیل های قدیمی که اینجا گذاشتم رو میخونم چه حالی میشم؟؟؟؟
بهم گفتن کسی که الان داره خودشو به هر طریقی میتونه بهم ثابت میکنه...خیلی بیشتر از تو دوسم داره....بهم میگن دیوونه م که هنوز با اینکه نیستی فکر میکنم اگه جوابی بهش بدم دارم به تو خیانت میکنم....میگن اگه وابسته ی یه عشق جدید بشم کامل تو رو فراموش میکنم....میگن تو رفتی دنبال زندگیت...میگن دوسم نداشتی....تو رو باهاش مقایسه میکنن....میگن...میگن...میگن...اما من به خودم قول دادم...قول دادم صبر کنم...میخوام ببینم تو کیو جایگزینه من میکنی...میخوام تو اول به این دوست داشتن خیانت کنی....که حرفام دروغ نباشه....میخوام ببینم این همه روزا و شبهایی که شاید یاد من نبودی و حال منو ندیدی...این سردردهای وحشتناکی که میکشم...این بغضها...این درموندگیام...اینا رو کی کلا فراموش میکنی و میری سراغ یه عشق جدید......اوج نامردیت کجاست....تو که میگی سقوط کردی...فرودت تو قلب کیه..................
برچسب:
نویسنده: پارسا محمدپور